تبليغاتX
دنبال کلمه می گردم - دوباره از خودم و دیگران ترسیدم !!!!!!!!!!!!!!!!!

نشستم پای کامپیوتر و هی ازنوشتن در میرم ! چرا ؟!

 

خوب معلومه حالم خوب نیست ....  بعضی از دوستام و شوهرم و...

 

می خونن این اراجیفی که می نویسم ...

 

احساسه امنیت و آرامش ندارم برای نوشتن تواین صفحات مجازی!! ...

 

دلم می خواست همونطور گمنام می نوشتم ...مثله اون اوائلش...

 

 

 

خیلی چیزابرای نوشتن دارم ومیدونم که با نوشتنشون احساس بهتری خواهم داشت

 

ولی نمی نویسم!!می ترسم ؟! شاید !

 

طبق معمول از قضاوت و نقدو بررسی شخصیتم و  اینکه دوباره بفهمم

 

  چه آدمه " گه" و " خام " و "ساده " و "بچه " و..."فلان و بهمانی " هستم.

 

 

 

 

....و صادقانه بگم که اینقدربد حال و در گیر حال و هوای بد خودم هستم که حوصله ی

 

سر زدن به هیچ کدوم از شما هاروندارم ....

 

دوباره قایم شدم از مردم ...نه جواب تلفن  میدم...نه تلفن میزنم ...نه جایی میرم ...

 

حتا کلاس های محبوب فرانسم رو دوباره تعطیل کردم...

 

اصلن حاله خوشی ندارم ...دوباره از خودم و دیگران ترسیدم ...دوباره

 

پنهون شدم ...

 

"خدایا!!! ...منو نخور!...می ترسم !

 

+ نوشته شده توسط شما "من" در چهارشنبه 6 تیر1386 و ساعت 1:27 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM