تبليغاتX
دنبال کلمه می گردم - برای فراموشی! …یکی همش کار می کنه ...یکی همش می نوشه!

هرشب عرق…هرشب تاصبح بیداری

 

ّهر شب بی خبری ...هر شب شادی و آرامشه زورکی

 

دخترچته؟!

 

"حالم خوب نیست …ازخودم …خوده واقعیم میترسم !"

 

انگار تازه کشف کردم عجب آدمه بی خودیم ...یه "گهه "

 

واقعی که تا حالا فکر می کرد " آرتیسته  "

 

واقعن مسخره است ...احمقانست !!!!

 

………………………………………….

 

میگم: "چرا اینقدر کار می کنی؟!"

 

میگه : " برای فراموشی! …یکی همش کار می کنه

 

یکی همش می نوشه!"

 

میگم :"چیومی خوای فرا موش کنی ؟!"

 

سکوت می کنه!

 

میگم : "اصلن ولش کن …هممون یه چیزایی برای  فراموشی

 

برای فرار داریم …می ترسیم؟!…یا راهمونو گم کردیم ؟!

 

……………………………………

 

راستی چرا اینقدر زندگی پیچیده و سخته که هر کدوممون

 

دنباله یه راهی هستیم برای فراموش کردنه پیچیدگی های خودمون

 

و زندگی هامون …

 

چرا نمی تونیم مثل خیلی از آدما …مثل بچگی هامون ….

 

زندگی رو ساده تر  و راحت تر ببینیم؟!

 

یواش یواش دارم می ترسم از اینجا هم...فکر می کنم اینقدر بی فکر و راحت نباید بنویسم...آخه خیلی ها خوششون نمیاد...نمی دونم ...فعلن این رو زا هیچی نمی دونم...

 

دوباره هر چی دلم میخواست نوشتم. فکر میکنم بهتره بعد از این همه رو اول

 

رو کاغذ بنویسم …بعد هر چی که فکر کردم خوندنیه روی وبم بذارم

 

فعلن تا نمی دونم کی؟ کا مپیوترم میره تعمیر ...اونم مثل من اوراق شده....

 

دلم واسه ی این محیطه مجازیه دوست داشتنی و همتون تنگ میشه...

+ نوشته شده توسط شما "من" در سه شنبه 1 خرداد1386 و ساعت 6:23 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM