این یه شعر کودکانست ماله خیلی وقت پیش دوسش داشتم دوباره ...امروز برای من عجیب ترین روزه زندگیم بود...آرامش ...شادی...ترس... اضطراب...دلهره... و هزار تا علا مت سووال!!!
می شود
ساده بود و ساده دید!
آسمان و دریا را طو فانی ندید!
ابرهای سیاه دیگر نکشید!
می شود
ساده بود و ساده دید!
کوه ها را تنها ندید!
خو رشید را خندان تر کشید !
می شود
ساده بود و ساده دید!
حوض ها را خالی ندید!
پر واز ما هی ها را کشید!
می شود
ساده بود و ساده دید!
تا اخر دنیا دوید!
از روی دیوارها پرید!
همه ی روءیا ها را دید!
+ نوشته شده توسط شما "من" در یکشنبه 30 اردیبهشت1386 و ساعت
6:58 بعد از ظهر |

